![]() |
![]() |
|
| سینمای هند (بالیوود)...............تهیه کننده: شقایق طباطبائی |
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 8:18 توسط شقایق |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 9:7 توسط شقایق |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 1:29 توسط شقایق |
|
|
سلام سلام امیدوارم که شما عزیزان همواره خوب باشید . امروز میخوام درباره ی مصاحبه ی لیدا(مجری کانال ایران2) با جان ابراهام براتون بنویسم. لیدا اولین سوالش از جان این بود که در حال حاضر چه پروژه ای رو به اتمام رسونده جان:فعلآ فیلم برداری کابل اکسپرس تموم شده ودر حال مقدمات اکرانش هست ل :با چه بازیگرائی هستی؟ ج:با ارشد وارسی بازی میکنم ل:موضوع در مورد چه چیزی هست- این طور که به اسمش میاد باید فیلم خشنی باشه؟ ج:فیلم بر خلاف اسمش و بر خلاف اتفاقاتی که اونجا برام افتاد و با ممانعت هائی که نخست وزیر هند داشت به علت خطرات افغانستان ولی من رفتم.وفیلم برداری با موفقیت انجام شد وموضوع فیلم موضوع زندگی اصلی کارگردان این فیلم هست و اصلآ خشن نیست این فیلم حتمآ باید دیده شود... ل:در مورد بیماری که برات پیش اومد بگو؟ ج:من 20 سال بود که سرما نخورده بودم . ولی در افغانستان سرمای شدیدی خوردم که مجبور شدم در بیمارستان بستری بشم. من مسیر بعدی ام بعداز افغانستان ایران بود که با این مریضی شدیدم نتونستم بیام... ل:ماجرای رابطه عشقی تو با بی پاشا چی شد؟ آیا میخوای با اون ازدواج کنی؟ ج:من تا 6-5 سال دیگه قصد ازدواج ندارم . (با خنده) مادرم اصرار میکنه که دختر ایرانی بگیرم ل:پس دخترای ایرونی منتضر باشین جان میخواد بیاد خواستگاری تون (باخنده) ج: من حالا نمیتونم ازدواج کنم چون خانواده ما بیمه نیستند یعنی هیچ کس توی هند بیمه نیست من ناچارم کار کنم وتا بتونم خانواده ام رو تامین کنم. ل:تا حالا به یران اومدی؟ کدوم غذاهای ایرانی رو دوست داری؟
ج:نه اما اون یه باری هم که میخواستم بیام که اون اتفاق برام افتاد. اما خیلی دوست دارم بیامو ایران رو ببینم... من هرچی غذا جلوم بزارم میخورم و برام فرقی نداره ولی من چایی ایرانی رو دوست دارم (از لیدا میپرسه شما ها تو چاییتون یه چیزی میریزین؟ و لیدا هرچی به جان میگه هل-نبات جان میگه نه وموفق نمیشن منظور جان رو بفهمند) ج:آیا من تو ایران طرفدا دارم ؟ ل:بله شما طرفدار داری شاهرخ خان طرفدار داره ج: شاهرخ خانو که همه دوست دارن وهمه جای دنیا طرفدار داره ل:چی شد که بازیگر شدی؟ ج:من اول مدل هند بودم وبعد بازیگر شدم. هرکسی که برادرم رو میبینه یگه تو چرا بازیگر شدی برادرت بایدمیشد . چون از من خوشگل تره قدش بلند تره ... ل:نگو تو خیلی خوشگلی هیکلت قشنگه خودتو دست کم نگیر ل: پدرو مادرت چه جوری باهم آشنا شدند ؟ ج: مادرم عضو تیم بسکتبال ایران بود که برای انجام مسابقات به هند آمده بود که خانه ی پدر م بمبئی بود وهرروز سر تمرین اونو زیر نظر داشت تا از مادرم خواستگاری میکنه. مادرم هم با خانوادهاش در میون میذاره ولی اونا قبول نمیکنن مادرم هم به تصمیمش اصرار داره . وبدون رضایت اونها با پدرم ازدواج میکنه .تا اینکه من به دنیا میام و دوباره روابط خوب بین اونها بر قرار میشه. ل:ممنون از اینکه مصاحبه با مارو پذیرفتی به امید روزی که با هم بریم ایران. (جان ابراهام در طول مصاحبه خنده از لبانش بر داشته نمیشه واخر برنامه خواهر لیدایک ساک بزرگ چایی ایرانی و قندو نبات و هل براش میذاره که به هند ببره) |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 1:6 توسط شقایق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
هم توم (علیرضا و طلا جون) آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سینمای هند ( bollywood) |
|
RSS
|